عارف صادقی

بورس چیست؟ (درس اول)

با اولین جلسه از آموزش بورس به زبان عامیانه که قبلا بهتون معرفی کردیم درخدمتتون هستم.

همیشه افراد زیادی هستند که به دلایل مختلف امکان اینکه با سرمایه‌ای که دارن یه کسب و کاری راه بندازن. یا سرمایه گذاری انجام بدن براشون وجود نداره. یا وقتش رو ندارن یا پولشون کافی نیست یا تجربه‌شون اونقدر زیاد نیست که بتونن تولیدی انجام بدن.

فرض کنید شما ۱۰ میلیون تومان سرمایه دارید، و میخواید از این پولی که دستتون هستش هم کسب درآمد کنید. طبیعتا نمیتونید یک شرکت یا کارخونه راه اندازی کنید و یا باهاش خرید و فروش ملک و ماشین انجام بدید.
یا مثلا شما الان خودتون جایی مشغول بکار هستید و زمان کافی برای انجام کار دیگه ای رو هم ندارید. اصلا در بدترین حالت شما هیچ تخصصی ندارید که بخواید انجام بدید!

چیکار باید کرد؟!
جوابش ساده‌اس!، شما باید پولتون رو با یک شخص دیگه شریک بشید و تو کسب و کار اون شخص پولتون رو بکار بگیرید. یا اگه آدم ریسک‌پذیری هستید میتونید وارد بازار ارز یا طلا بشید یا اصلا بیخیال سرمایه گذاری بشید و پولتون رو بزارید بانک با نهایت ۲۰ درصد سود سالانه که خیلی کمتر از میزان تورمه! پس عملا دارید ضرر میکنید.

درحالیکه شرکت‌ها یا صنایع‌ای هستند که برای ادامه ی فعالیت های خودشون و یا ایجاد یک خط تولید جدید، نیازمند سرمایه هستند و تامین این سرمایه عظیم ممکنه از عهده‌ی خود شرکت برنیاد.

تو این شرایط شما پول نقد دارید و اونها نیاز به پول، سازمان بورس این امکان رو فراهم میکنه که شما بتونید پولتون رو به اون شرکتا بدید تا باهاش کارشون رو راه بندازن و از طرفی توی سود و ضرر اون شرکت‌ها سهیم بشید.

درواقع شما قبلا میتونیستید توی یک کسب و کار کوچیک با دوست یا اعضای خانوادتون شریک بشید درحالیکه الان میتونید توی یک عملیات بزرگ از مثلا یک پتروشیمی مشارکت کنید. به همون میزان، توی سود و ضرر این شرکت سهیم بشید.

سازمان بورس نقش واسطه بین شما و کسب و کارهای بزرگ رو بازی میکنه!

توی بورس، همه فعالیت هایی که انجام میدیم در نهایت به خرید و فروش سهام منجر میشه!

خرید و فروش ملک رو تصور کنید، این مثال رو میزنیم برای اینکه تقریبا همه باهاش آشنایی داریم. فرض کنید یک معامله‌گر زمین، تصور میکنه که قراره قیمت زمین در یک منطقه خاص اطراف شهر، فرضا به علت عبور یک جاده اصلی درکنارش، یا تاسیس یک مجتمع بزرگ در نزدیکی افزایش پیدا کنه، این شخص به اندازه سرمایه‌ای که داره، چند قطعه زمین در اون محدوده میخره و منتظر میمونه تا مدت‌ها بعد، قیمت زمین مورد نظر افزایش پیدا کنه و اونو بفروشه و از اختلاف قیمت خرید و فروش، یه سود کسب کنه.

خوب بهترین حالت اینه که شخص تحلیلش درست از آب درمیاد و به سود مدنظر در کوتاه ترین زمان ممکن میرسه. اما گاهی هم پیش میاد که تحلیلش با مدتی تاخیر عملی بشه و فرضا دو سال دیرتر اون جاده کشیده بشه. یا حتی ممکنه اون جاده کشیده بشه اما از کنار زمین ایشون رد نشه و افزایش قیمتی که میخواست محقق نشه.

خرید و فروش سهام و تحلیل در بورس هم دقیقا به همین سبک هستش. شما به هر وسیله‌ای متوجه میشید که یک سهم، قراره رشد قیمتی داشته باشه. خوب میاید و به اندازه ی سرمایه ای که دارید ، تعدادی از سهام این شرکت رو خریداری میکنید. منتظر میمونید تا در طول زمان، تحلیلتون محقق بشه. در این شرایط، چند حالت برای شما ممکنه پیش بیاد:

حالت اول: اگر شما تحلیلتون درست باشه، درنهایت قیمت به اندازه ای که پیشبینی کرده بودید رشد میکنه و شما سود می‌کنید.

حالت دوم: ممکنه تحلیل شما اشتباه باشه و قیمت سهم از قیمت خرید بیاد پایین تر و حتی شما ضرر کنید.

حالت سوم: تو این حالت ممکنه رشد قیمت طولانی بشه و نه تنها شما رو خسته کنه بلکه اگر شما جای دیگه یا روی سهم دیگه ای سرمایه گذاری کرده بودید سودآوری بیشتری براتون داشت!

همه ای حالتها ممکنه برای شما بوجود بیاد اما هرچقدر که تجربه و اطلاعات شما بیشتر میشه، میتونید ضررهاتون رو کمتر کنید و سودها رو بیشتر…

درواقع شما با آموزش دیدن و کسب تجربه میتونید به مرور زمان دقت تحلیل های خودتون رو بالاتر ببرید، سود خودتون رو بیشتر کنید و از ضررهاتون رو کم و کمتر کنید.